![]() |
![]() |
|
| منت به سرم نیست به جز منت مولا ياهو مددي سرور من حضرت والا |
|
سلام.
شعري از استاد مشيري خوندم.قشنگ بود مي نويسم اميدوارم خوشتون بياد.يا علي
امشب كه از رخ لاله بر افروخته ام وز اتش مي خرمن غم سوخته ام. تا نوگل من نام جدايي نبرد. با بوسه دهان تنگ او دوخته ام. ................................................................................................................. عاشق بمونيد.مشكي بمونيد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 21:23 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
سلام.مي بخشيد نبودم از نظراتتون مرسي
خيلي خوشحالم چند وقتيه كه از اقا رضا چيزي پخش نشده.اين خيلي خوبه.اميدوارم اين روند ادامه داشته باشهتا ديگه شاهد ممنوع الصدا نشن ايشون.هنوز بايد چند ماه ديگه صب كنيم تا اين البوئم بياد بيرون....واي تركيدم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:4 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
سلام دوستان
يه مدت نبودم شرمنده.ديروز رفتم سينما با كلي شوق و ذوق كه الان ميريم فيلم قرنطينه رضا خونده.فيلم خيلي باحال بود اما ما هرچي منتظر شديم صدايي از رضا نشنيديم كه نشنيديم.اخرش با كلي دلسوختن برگشتم. فيلم فقط موسيقي متن داشت.پس چي اينقدر همه جا گفتن رضا مي خونه؟؟؟ هان؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 16:57 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
توي دوتا پست قبل نوشتم خداحافظ تا بيستم اما چيزهايي پيش مياد كه گاها نياز ميشه يه سري به بلاگ بزنم و يه چيزهايي بنويسم.ايني هم كه امروز مي نويسم يكي از همون چيزهاست. ترانه هاي ريميكس معمولا تنظيم مججدي هست كه خواننده روي كارهاي قبليش انجام مي ده تا با شكلي نو موسيقي رو به بازار ارائه كنه.اما بعضي مواقع هواداران اين كارو انجام مي دند.ممكنه اين ريميكس كار جالبي شده باشه يا نه اون ديگه به قضاوت شنونده بستگي داره.اما بعضي مواقع اين ريميكس ها شكل منفي و دقيقا عكس به خودش مي گيره و گاها براي خراب كردن يك خواننده استفاده ميشه.واقعا در ايران ما چه كنترلي روي اين موضوع وجود داره!؟؟ ايا كسي هست رسيدگي كنه؟جواب كاملا منفيه.وازت ارشاد فقط اسمي رو همراهش يدك مي كشه.قصد من توهين كردن به هيچ شخص يا سازماني نيست.اما چه كسي اين وضع نا بسامان رو مديريت مي كنه.مشكل اينجا بيشتر ميشه كه همه چيز توي ايران داره همينجور به شكل بي رويه به سمت انحراف كشيده ميشه.امروز ريميكسي از رضا صادقي شنيدم كه اول تعجب كردم و بعد كلي ناراحت شدم . اين اهنگ تركيبي از ترانه نون عشق رضا و ترانه اي از جنيفر لوپز بود...!! چند وقت پيش هم چند تك خواني روي ترانه هاي رضا صادقي امد.ديگه واقعا نمي دونم ما به چه چيز خودمون توي دنيا مي نازيم.تنها سرمايه هاي اين ممكلت دانشمندان و فكوران اون هستند كه هروزي كه مي گذره بخش بشتريشون فرار مي كنند و هيچكس هم نمي تونه كار بكنه.و اين به خاطر چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 11:40 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
يكي از دوستان به اقا مهدي تو پست قبلي اين نظر رو نوشته بودند:
سلام.به نظر من این وزارت ارشاد زیر دست چند تا خواننده هستن که نمی خوان رضا صادقی محبوب تر از این بشه.چرا رضا صادقی با اینکه اینهمه متین میخونه و با مفهوم بهش گیر میدن وکنسرتاشو لغو میکنن وبا ژخش شدن کلیپش از کانال های لس آنجلسی ممنوع الصداش میکنن ولی خواننده ای مثل مهدی مقدم که نه کلیپ متینی داره نه آهنگ بهش هیچ حرفی نمی زنن.چرا خود صدا وسیما که به نظر من شده وسیله ی چند تا خواننده مثل اخشابی که نه صدا داره نه آهنگ درست وحسابی در هر مراسمی تو تلوزیون هست .چرا آهنگ ساده بیا رضا صادقی در سریال سر نوشت آهنگ اصلیش نیست؟چرا وزارت ارشاد به خواننده هایی که قیافه هاشون هم عجق وجق یا عجق وجق میخونن مجوز میده ولی خواننده ای متین وبا وقار ومردی مثل رضا صادقی باید ناراحت باشه.از همه ی طرفداران رضا صادقی میخوام که سایت وزارت ارشاد رو نظر بارون کنن تا بدونن نمی تونن فقط هوای چند تا خواننده رو داشته باشن.اصلا یه سوال دیگه چرا مجوز آلبوم چاووشی رو نمی دن.رضا صادقی باید با قدرت کارشو ادامه بده وبا این حسودا کاری نداشته باشه.یا علی.
بايد بگم كه واقعا حرف درستي زدند.هر چي گفتند حقيقت محض امروز جامعه ماست.جامعه اي كه توش اقا زاده ها تيغشون بيشتر مي بره و اون هايي كه ميان و با دل بزرگ يا علي ميگن بايد اينجوري بشن.واقعا واسه ما مسلمون جماعت زشته كه خارجي ها توي دين از ماسبقت بگيرند.ببخشيد واقعا دلم بدجو پره.ممنون يا علي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:26 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
تا يه مدت كوتاهي خداحافظ شايد تا ۲۱ خرداد.يا علي مشكي بمونيد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:46 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
سلام دوستان.
این طرح مال به تو مدیونمه ماله من نیست.توی ادامه نظرات ببینید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:43 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
باید بروم باقالی فروش بشوم !
مصاحبه مان با بغض، دلگیری و یك ساعت تاخیر شروع شد. رضا صادقی قبل از مصاحبه، به جلسهای رفته بود تا تكلیف خیلی چیزها را روشن كند، اما وقتی خسته و ناراحت روی صندلی دفتر كارش نشست به همكارش گفت: «چیزهایی گفتند كه خندهام گرفت، فكر كنم باید بروم باقالی فروش بشوم». بابت تاخیرش درتمام مدت عذرخواهی میكرد و در تلاش بود تا با شوخی و خنده، تمام ناراحتیاش را فراموش كند یا اینكه جایی گمشان كند تا مصاحبه تمام بشود. اما خواهر و برادر نگرانش هر چند دقیقه یكبار به او زنگ میزدند و او با لهجه جنوبی برای آنها توضیح میداد كه شاید برود و همه چیز را فراموش كند. رضا صادقی از نوحهخوانی مراسم عاشورا شروع كرد و 5 سال پیش با ترانه «مشكی رنگ عشقه» رضا صادقی شد. حالا 5 سال از ورود او به دنیای موسیقی میگذرد و همین مدت كوتاه آنقدر خستهاش كرده كه از رفتن میگوید و دنیایی كه شاید دیگر برای ماندن او جایی ندارد و باید رهایش كند. كجا میخواهید بروید؟
به هرجا برد بدون ساحل همون جاست، من آقازاده نیستم، اینجا هم مثل اینكه آقازادهها را خیلی دوست دارند. چرا آنقدر دلگیرهستید؟ یك نفر كه عشقش خواندن است، 2 سال است كه اجازه خواندن ندارد. همه دار و ندارت را ببندند و بگیرند؛ ... خدا ببخشدشان. اوضاع خیلی خراب است؟ حكایت این روزهای من حكایت «آتشی در سینه دارم جاودانی، عمر من مرگی است نامش زندگانی» است. احساس میكنم كه میخواهند برای همیشه آدم را زنده به گور كنند. بعضی اوقات با یك نفر میجنگید و میدانید كه بعد از آن كس دیگری نیست. اما الان وقتی میجنگم باید فكر نفر بعدی هم باشم و این خیلی بد است. از چه كسانی حرف میزنید؟ تعدادشان زیاد است. من متولد مرداد هستم و پدرم همیشه میگوید: «به خاطر اسمت كه شیر است، رویت نمیشود زانویت را خم كنی». نای ایستادن ندارم اما آخرین نعرههایم را برای روز مرگم گذاشتهام... بگذریم. چند سال است كه خوانندگی را شروع كردهاید؟ 15 سال. چند سال است كه برای رضا صادقی شدن میجنگید؟ 5 سال. این 5 سال سخت گذشت؟ سخت گذشت... آدمها سه دسته هستند؛ یك دسته الاغند، یك عده كلاغند، یك عده هم عقاب. اگر الاغ باشید، باید باركشی هركسی را بكنید، هرجا هم بخواهید میروید. اگر بخواهید كلاغ باشید، اجازه میدهند؛ قارقار بكنید و سر هر زبالهای هم بنشینی و غذا بخوری. اما اگر بخواهید عقاب باشید، شاید سالی یك خرگوش گیرتان بیفتد اما در قله هستید . شما جزء كدام دسته هستید؟ من میخواهم عقاب باشم. من به دنیا آمدهام كه بگویم «مشكی رنگ عشقه»، به دنیا آمدهام كه حرفهای خوب بزنم و كار بزرگی را انجام بدهم. حالا یا این كار را انجام دادهام و خودم خبر ندارم یا اینكه انجام میدهم، همه اینها را زمان مشخص میكند. فكر میكنم این كار بزرگ جدا از خواندن است چون در كارهای شما آثار ضعیف و متوسط زیاد است. درسته، گاهی هم بد گفتهام. ولی آن جزء خصایص انسانیام است. من آمدهام كه ماندنی باشم نه خواندنی. خواننده زیاد است اما ماندن مهم است، اگر بتوانم این را به اثبات برسانم قشنگ است. فكر میكنید الان ماندنی شدهاید؟ بله. چطور به این نتیجه رسیدهاید؟ وقتی یك پیرزن 80 ساله به من میگوید: «الهی قربون صدایت بروم»، یك جوان تین ایج مرا میبیند و میگوید: «آقا حال كردیم با صدایت» یا وقتی یك بچه 5 ساله مرا میبیند و میگوید: «دلم برات تنگ شده جونم...» به نشانه بیشتری احتیاج ندارم. همه اینها خیلی خوب است، اما همین شما را راضی میكند؟ راضی نمیكند اما به همین دلگرم هستم. با این تعاریف شما مخاطبتان را دارید، چه چیزی بیشتر از مخاطب برای هنرمند مهم است؟ آزادی... شاید همه ذهنشان به سمت سیاست برود اما منظور من این نیست. هنر تنها چیزی است كه دولت ندارد، نه این وری است و نه آن وری، كاری به جایگاه آدمها ندارد. آزادی تفكر یك هنرمند با آزادی تفكر یك سیاسی خیلی متفاوت است. آزادی تفكر یك سیاستمدار بر اساس دو دوتا چهارتا است اما یك هنرمند بر اساس قلب و احساسش كار میكند. یك هنرمند میخواهد در قلب مردم باشد اما یك سیاستمدار میخواهد در كلیت سرنوشت مردم باشد. همه هنرمندان همینطور هستند؛ محمد اصفهانی، علیرضا عصار، بنیامین. هر خوانندهای بتواند این نگاه را به عقلانیت مردم داشته باشد درست است. طیف مخاطبان این هنرمندان با هم فرق میكند، شما خودتان را جزء كدام دسته میبینید؟ من موزیسین نیستم، من احساس میكنم كه خوب فكر میكنم. در جمع سنتیخوانها یا ریتمیكخوانها نیستم و نمیخواهم باشم. روزی كه رضا صادقی آمد، نگفت: «تو خودت قند و نباتی شكلاتی شكلاتی» گفت: «مشكی رنگ عشقه» و آن را با تفكرات خودش ادامه داد تا به «وایسا دنیا من میخوام پیاده شم» رسید. من خواننده نشدهام تا در یك مجلس یا ماشینی صدایم را بشنوم. من نمیدانستم كه فكرهایم را چطور بیان كنم، ذهنیت نقض بعضی چیزها در خیال من بود اما راه عنوانش را بلد نبودم تا اینكه دیدم كه چه تریبونی قویتر از خواندن و از این تریبون استفاده كردم و بعد از مدتی هم به فكر افتادم تا به آن جلا بدهم و بهترش كنم. یعنی اول خواندید و بعد تصمیم گرفتید كه ایرادهای كارتان را درست كنید؟ نه، به فكر درست كردن خیلی چیزها بودم، شروع كردم. بعد یواش یواش به این فكر افتادم كه این جایگاه، این تریبون را شیك و قابل قبولش كنم. من میخواهم فكرم را القا كنم اما میفهمم كه باید برای این القا یك قالب خوب پیدا كنم. قالب خوب چه چیزی است؟ شعر، ترانه، موسیقی مناسب... تلاش و تفكر و اینكه از جنجال بیخود به دور باشم. خیلیها به من میگویند: «از مشكی پوشیدن خسته نمیشوید؟» در حالی كه قضیه من قضیه رنگ نیست، من دنبال این هستم كه خودم رو به تغییر باشم. خدا آنقدر منت به سرم داشت كه مرا زغال نكرد و آهن كرد. قاعده زندگی سوختن است و محال است كه كسی در كوره نیفتد. اگر زغال باشید، در كوره پودر میشوید اما اگر آهن باشید، گداختهتر میشوید. این حرفها از سر غرور نیست بلكه از روی اعتماد به نفس من است، من هرچه بیشتر سوختم برندهتر شدم. زمانی كه به من اجازه خواندن ندادند، «وایسا دنیا» را ساختم. الانهم تا زمانی هستم كه فرصت خواندن میدهند اما هنوز به آخر فیلم نرسیدهام و هنوز مانده تا متوقف بشوم. خیلیها معتقد بودند كه در آلبوم اولتان فالش میخواندید اما الان این ایراد را به كارهای تازه نمیگیرند، این را با همین تفكرات درست كردید؟ من با تمام احترامی كه برای همه خوانندگان قائلم این حرف را میزنم؛ اگر اتوتیوم نبود، خوانندههای این مملكت پنج نفر بیشتر نبودند. زمانی كه من فالش خواندم، گفتم؛ این هستم بدون اتوتیوم، پس شاخ نشوین. من خواننده لایف خوانی بودم و آن فالش خیلی مهم نبود، چون یك شروع بود آن شروع هم قرار نبود یك شروع محكم یا قرایی باشد. آن آلبوم خیلی متفاوت بود، من یك تست زدم تا ببینم مردم چه چیزی را دوست دارند و خیلی چیزها را فهمیدم. من حرف خوب میزنم از رویاهایم میگیرم ولی واقعیت برای من چیز خوبی نیست. قرار نیست از اول همهچیزخوب باشد. شروع پرهیاهو فرود بیهیاهو دارد. اما منكر نمیشوم كه بالاخره انسان ممكن است اشتباه كند ولی باید این اشتباه را تكرار نكند. در طول یك سال با توجه به حرفهایی كه شنیدم كارم را بهتر كردم. همه نقدهای خوب و بدی كه شنیدم «وایسا دنیا» شد. من به دنبال حرف و تفكر تازهام. عشق تازه، حرف تازه، من و تو شب كه درازه. میخواهم... من و مردم باشیم كه شبمان خیلی دراز است. چقدر موفق شدهاید؟ بیراههای كه رفتهام حالا به مسیر اصلی رسیده. قبلا میگفتند كه رضا صادقی خیلی ساده حرف میزند اما الان میگویند آقای صادقی در ساده گفتن شما... من به خاطر همین جمله پنج سال حرف تحمل كردهام اما حالا خیلیها از من تقلید میكنند. تا قبل از من همه «چشم سرمه سود» میخواندند اما كاری كردهام كه همه جرأت كردند ساده بگویند. یعنی همه این ترانههای ساده امروزی نتیجه حركت شما بوده؟ شك نكنید. اگر از این خوانندهها بپرسید و آدمهای صادقی باشند، قبول میكنند چون به من هم گفتهاند. زمانی كه «مشكی رنگ عشقه» را خواندم، «گل میروید به باغ»، «مثل یك رنگین كمون هفت رنگ» و كاستهای اصفهانی در بازار بود. من نمیخواهم ادعا كنم كه حركتی را شروع كردهام و بقیه به دنبال من آمدهاند. یك «بسمالله» را گفتم و بقیه آمدند «الرحمن» آن را خواندند. خیلیها در فكر و نگاهشان بود كه این كار را انجام بدهند، اما یك رضا صادقی بیقید و بند آن را انجام داد و یك روزی هم یك نفر «صدقالله» آن را میگوید. چرا «صدقالله» را خودتان نمیگویید؟ همیشه فكر میكنم كه روز خداحافظی رضا صادقی چه زمانی است. آیا قرار است تا 800 سالگی بخوانم و مردم بگویند: «آه این چرا ول نمیكند؟» یا اینكه همینطور خوش خوشان بروم. اما به این نتیجه رسیدهام كه آمدهام كه بمانم و این چیزهایی هم كه میگویم بماند. فكر میكنید كه «مشكی رنگ عشقه» و «وایسا دنیا» برای همیشه میماند؟ مطمئنم. چون هر نسلی به این حرفها احتیاج دارد. هرنسلی از شرایط بد زندگیاش ناراحت میشود و دوست دارد كه بگوید: «وایسا دنیا». این حرفها از یاد نمیرود، همانطور كه ما خیلی چیزها از یادمان نمیرود: یاد آن روزی كه بودی زهره همدم من یا شد خزان... فكر میكنید این مقایسه درست است؟ چرا فكر میكنید درست نیست. آنها بزرگوار بودند، حرفی هم در آن نیست، اما هركس كار خودش را میكند. یك زمانی حافظ میگفت: «طوق زرین بر گردن خر میبینم» و یك زمانی هم یك نفر آمد و گفت: «وایسا دنیا». هركس بر اساس زمان خودش حرف میزند. شما ترانه «كروات» را شنیدهاید؟ شنیدهام. بچههایی كه تا پارسال ترانههای شما را گوش میدادند، امسال امثال این آهنگ را گوش میدهند، به بد و خوب آن كاری ندارم اما میدانم كه كمتر به سراغ «وایسا دنیا» میروند. آن قشر ریتم دوست دارد به مفهوم كاری ندارد. اما من هفت ماه پیش در دانشگاه آزاد در مراسم نكوداشت «وایسا دنیا» شركت كردم. در آن مراسم از همه قشر آدم آمده بوند اما هیچكدام اهل این نوع موسیقی نبودند و از «وایسا دنیا» تشكر میكردند. هر چیزی زمان خودش را دارد اما یك چیزهایی هست كه زمان خودش را دارد ولی تاریخ مصرف ندارد. «الههناز» برای زمان خودش بود ولی وقتی پدرم آن را گوش میدهد من هم با او گوش میدهم. اما پدر من «وایسا دنیا» را گوش نمیدهد. كسی هم كه «چارهای ندارم» مرا گوش میدهد، كروات را گوش نمیدهد چون دنبال كلام و مفهوم است. یك زمانی اصفهانی «آسیمهسر» را خواند ومن با آن مشكل داشتم كه چرا نمیگوید: «سراسیمه» بعد یكی آمد و گفت: «سراسیمه» اما خوانندگان جوانتر از شما میگویند؛ «یك هویی» آنها برای قشر خودشان میخوانند. من اریك كلایتون را دوست دارم اما خیلیها او را نمیشناسند. قرار نیست همه دنیا آهنگهای مرا را گوش بدهند. پس این نسل تازه آهنگهای شما را فراموش میكند؟ درسته. پس این نسل تازه ترانههای شما را منتقل نمیكند؟ نه. پس آهنگهای شما تاریخ مصرف دارد، یعنی تا زمانی كه همان قشری كه در دانشگاه دید، زنده بمانند؟ نه. این نسل اثرش را به جا میگذارد. پدرم همیشه حافظ و شاملو میخواند، در نتیجه آنها به من منتقل شد. من براساس زمانه یك چیزهایی را میگیرم ولی آن را فراموش نمیكنم. احساس آدمها كه در 200 ساله دیگر منقرض نمیشود و به این كلام و احساس احتیاج دارند. شما میخواهید بگویید كه یك نسلی میآید كه از گذشته چیزی نمیخواهد؟ نه، میگویم؛ ترانههای شما ظرفیت ماندگاری تا 200 سال آینده را ندارد؟ آنقدر خندهام آمده كه میخوام برم باقالی بفروشم. منظور من ترانههای رضا صادقی نیست، تمامیت او این ظرفیت را دارد. واقعا؟ بله، این را از روی غرورم نمیگویم. از روی اعتمادبنفس و قدرتی كه در وجودم میبینم میگویم و امیدواریام به این ماجرا خیلی زیاد است. پس میخواهید تلاشتان را بكنید؟ بله من 15 سال است كه كار میكنم و 5 سال است كه شناخته شدهام. به طور قطع و یقین نمیتوانم بگویم كه رضا صادقی در عرض 5 سال برای 200 سال آینده میماند اما مطمئن هستم كه 10 سال آینده طوری میخوانم كه برای 200 سال بمانم. پس تمام آن دلگیریها و خستگیهای اول مصاحبه را فراموش كردید و برای 200 سال آینده نقشه میكشید؟ نمیدانم. رضا صادقی الان گم و گیج است. احساس میكنم كه تا آخر امسال كه وارد 30 سالگی میشوم باید تكلیف خودم را روشن كنم. من آدمی نیستم كه بروم آن ور آب «چه خوشگل شدی امشب» بخوانم، اصلا نیستم. ولی باید فكری بكنم اگر خواندن را دوست دارم باید به این فكر باشم كه چطور بخوانم. اگر این نوع خواندن «ماندنم» را خراب بكند، توقف میكنم و به امنترین و زیباترین مكان دنیا پناه میبرم؛ شهرم و كنار مادرم تا روزی كه دوباره برگردم. اگر نه كه میمانم و میخوانم. حالا حرف من با اون دسته ایی که اون بالا نشستن: اخه چرا مگه ازار دارید که اینقدر خواننده های این مملکت رو ازار می دید.توی این اشوب موسیقی ایران چرا فقط گیر دادید به این بدبخت هیی که دارن مجاز می خونن.واقعا خجالت اوره.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:13 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
چقدر سخته چقدر دیره کجایی؟
ببین دنیام چه دلگیره حقیقت داره تو دوری ولی خوب خیالم با تو درگیره کجایی؟ کجایی؟؟؟؟؟ از قصه هامون غصه ام میگیره میره و زوده و میای دیره هر روز دل من بیشتر می سوزه یه روز زیاده دنیا دو روزه همیشه یادتو دوروبرم بود خیالت بالشت زیر سرم بود همین که بی خبر از تو نباشم از اول ارزوی آخرم بود یه عمره با منه این زخم تازه نترسونم نگو قصه اش درازه نمی ترسم نمیزارم نمیشه نمی تونی نباشی بی اجازه از قصه هامون غصه ام میگیره میری و زوده و میایو دیره. هر روز دله من ببشتر می سوزه یه روز زیاده دنیا دو روزه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:37 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
چقدر سخته چقدر دیره کجایی؟
ببین دنیام چه دلگیره حقیقت داره تو دوری ولی خوب خیالم با تو درگیره کجایی؟ کجایی؟؟؟؟؟ از قصه هامون غصه ام میگیره میره و زوده و میای دیره هر روز دل من بیشتر می سوزه یه روز زیاده دنیا دو روزه همیشه یادتو دوروبرم بود خیالت بالشت زیر سرم بود همین که بی خبر از تو نباشم از اول ارزوی آخرم بود یه عمره با منه این زخم تازه نترسونم نگو قصه اش درازه نمی ترسم نمیزارم نمیشه نمی تونی نباشی بی اجازه از قصه هامون غصه ام میگیره میری و زوده و میایو دیره. هر روز دله من ببشتر می سوزه یه روز زیاده دنیا دو روزه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:37 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
دوستان عزیز
گالری سایت رضا صادقی فنز با بهترین عکسها از رضا صادقی اپدیت شده.با جرات می تونم بگم بزگرترین گالری عکس رضا در کل اینترنت هست.حالا دوست دارید ببینید دوست ندارید ببینید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 22:52 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
سلام.
ببخشيد سر نميزنم ديگه اخه سرم خيالي اين روزها شلوغه.ساله اخره و حسابي بايد درس بخونيم.بعد از امتحانات با قدرت و قواي بيشتري ميام هنوزم تموم نظراتتون برام دلگرميه.يا علي مدد سايت هواداران رضا صادقي : Www.RezaSadeghiFans.Com |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:52 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
دلِ من حالش خوشه... اصلا بلد نيست بگيره ولی خيلی تنگ ميشه... گاهی می ترسم بميره اما بازم به خودش مياد و سوسو ميزنه باز حياطه خلوتت،سينمو جارو ميزنه ميگمش تا کِی ميخوای عاشق بشی و بشکنی به روی خودش نمياره،ميپرسه با منی؟ با کی ام با توی عاشق پيشه سر به هوا با توی ديوونه ی در به درِ بی سر و پا با تو که هر چی دارم ميکشم از دستِ توئه با تو که هر جا ميرم اسير دربستِ توئه کِی ميخوای دست از سرِ آبروی من برداری کِی ميخوای عقلی که دزديدی سرِ جاش بزاری کِی ميخوای بزرگ بشی،سنگين بشينی سرِ جات سر به راه بشی و دنيا رو نزاری زيرِ پات دلِ من حالش خوشه... اصلا بلد نيست بگيره ولی خيلی تنگ ميشه... گاهی ميترسم بميره ممنون از علي مشكي پوش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:47 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
به نام خدا
بالاخره بعد از مدتها انتظار سایت هواداران رضا صادقی بازگشایی شد. .:. ورود به سایت هواداران رضا صادقی .:. .:.بنر سایت.:. دوستانی که بنر سایت رو در وبلاگ یا سایتشون قرار بدند.ما بنرشون رو در همین پست قرار می دیم. http://www.blogpulp.com/imagehost/images/63263460528.jpg |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 16:52 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
سلام بر دوستان گل
مدت بسياريست كه اپ نكرديم.اخه خبري نيست حس و حال هيچي هم نيست.چه خبرها ما سر نزنين به وبلاگ همه مثل اينكه فروكش مي كنن يه هو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 21:39 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
سلام دوستان
بالاخره وبلاگ جدیدم تاسیس شد.این وبلاگ به دست دوست عزیزم اپ میشه.خودمم سر میزنم.منتظر حضور شما در بیس گراف هستم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:49 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
با سلام خدمت همه دوستان
ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان رو به همه تسلیت میگیم.امروز دوستم مسعود یزدی نژاد کاری رو که برای محرم هست رو به من دادتا بزارم.امیدوارم دوستان خوششون بیاد.همچنین وبلاگ سایت رضا صادقی فنز هم این روزها حال و هوای خودشو داری می تونید سری بزنید.
--ورود به وبلاگ سایت -- خدانگهدارتون |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 9:36 توسط امیر مشکی پوش |
|
|
سلام دوستان
خيلي وقت بود وب اپ نشده بود.خيلي درگيرم.هم درس و هم كارهاي ديگه ام.اما هيچ كدوم از شما خوبان رو فراموش نميكنم.فقط اومدم همينو بگم يا علي مدد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 22:26 توسط مسعود مشکی پوش |
|
|
البوم جدید رضا صادقی به زودیوارد بازار موسیقی پاپ ایران خواهد شد این البوم به تو مدینونم نام شامل ۱۴ قطعه موسیقی می باشد.تکه ای از ترانه حلقه را در زیر می خوانید: این حلقه که تو دستته طناب اعدام منه ستاره ی غرق به خون تو سفره شام منه در ضمن عید قربان و شب یلدا رو به همه شما عزیزان تبریک میگم.عاشق باشید.یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:0 توسط امیر مشکی پوش |
|
چه تاریخ تاریکی است تاریخی که علی (ع) در ان مرده باشد.یا علی مشکی بمونید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:7 توسط امیر مشکی پوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به وبلاگ بزرگ هواداران رضا صادقي خوش امديد
من اين وبلاگ رو ايجاد كردم كه به رضا جان بگم چقدر دوستش دارم و از عمق وجودم براش احترام قائلم.دوستاني كه مايل به تبادل لينك هستند لينك رو بزارن و به من بگن روي چشم لينكشون رو ميزارم. یاعلی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
مسعود مشکی پوش امیر مشکی پوش |
|
RSS
|